بخش صنعت همواره با تکیه بر سازگاری پیشرفت کرده است. هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستمهای تعریفشده نرمافزاری-و فناوریهای دوقلوی دیجیتالی مرحله بعدی این تکامل را نشان میدهند.
هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستمهای تعریفشده نرمافزاری-و فناوریهای دوقلوی دیجیتال دیگر آزمایشی نیستند. آنها قابلیت های کلیدی هستند که نحوه طراحی، عملکرد و گسترش سازمان را برای آینده شکل می دهند.
این فناوریها اخلالکننده نیستند، بلکه باعث ایجاد انعطافپذیری، کارایی و رشد پایدار میشوند. سازمانهایی که فعالانه از آنها استقبال میکنند، صرفاً با سرعت تغییرات همگام نیستند. همچنین پایههای موفقیت در آیندهای را میسازد که هم با عدم اطمینان و هم فرصت تعریف میشود.
هسته اصلی این تبدیل داده است. امروزه سیستم صنعتی بیش از هر زمان دیگری در تاریخ اطلاعات تولید می کند. چالش در کمیاب بودن داده ها نیست، بلکه در تبدیل داده های خام به هوشمندی عملی است. بر اساس داده های مجمع جهانی اقتصاد، انتظار می رود تا سال 2050، دیجیتالی شدن صنعتی انتشار جهانی گازهای گلخانه ای را تا 20 درصد کاهش دهد و در عین حال تریلیون ها دلار ارزش اقتصادی جدید را باز کند.
هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستمهای تعریفشده نرمافزاری-و فناوریهای دوقلوی دیجیتال پلی بین دادهها و تصمیمگیری{1}} ایجاد کردهاند. این ابزارها با هم کار می کنند تا رهبران را از تصمیم گیری منفعلانه به سمت استراتژی های پیش بینی کننده و پیشگیرانه سوق دهند و این تحول به سرعت در حال تبدیل شدن به یک ضرورت برای رقابت است. بیایید نقشی که هر فناوری ایفا می کند را تشریح کنیم:
1. از هوش مصنوعی برای تبدیل داده ها به تصمیم گیری استفاده کنید
هوش مصنوعی به عنوان مغز صنعت مدرن عمل می کند. با پردازش مقادیر انبوه داده با سرعت بالا، میتواند الگوها را کشف کند، پیشنهادهایی ارائه دهد و اقدامات مستقل و فزایندهای انجام دهد. در تولید، سیستمهای کنترل کیفیت مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند نقصهایی را شناسایی کنند که تشخیص آنها برای بازرسان انسانی دشوار است و در نتیجه باعث کاهش ضایعات و کار مجدد میشود. در بخش خدمات عمومی، الگوریتمهای پیشرفته میتوانند تولید و تقاضای انرژیهای تجدیدپذیر را در زمان واقعی متعادل کنند و به تثبیت شبکههای برق پیچیدهتر کمک کنند. در صنعت حمل و نقل، تجزیه و تحلیل پیش بینی کننده قابلیت اطمینان ناوگان را افزایش می دهد و در عین حال مصرف سوخت را کاهش می دهد. در این مثالها، بزرگترین مزیت هوش مصنوعی در تبدیل سازمانها از آینده نگری به آیندهنگاری نهفته است و رهبران را قادر میسازد تا اختلالات را قبل از وقوع پیشبینی کنند.
2. اینترنت اشیاء چگونه-رویت زمانی واقعی را فراهم میکند
اگر هوش مصنوعی مغز است، پس اینترنت اشیا سیستم عصبی است. شبکهای متشکل از حسگرهای به هم پیوسته دادههای{1} زمان واقعی را از ماشینها، ساختمانها و زیرساختها جمعآوری میکند و سازمانها را قادر میسازد تا به طور مداوم وضعیت عملیاتی خود را درک کنند. این آنها را قادر می سازد تا وضعیت را بررسی کنند، عملکرد را اندازه گیری کنند و در صورت بروز ناهنجاری ها به سرعت پاسخ دهند.
به عنوان مثال، کارخانه ها می توانند علائم اولیه خستگی تجهیزات را با ردیابی داده های ارتعاشی تشخیص دهند. ساختمانهای هوشمند میتوانند میزان اشغال را اندازهگیری کنند و بهطور خودکار میزان استفاده از روشنایی یا HVAC را تنظیم کنند. ارائه دهندگان لجستیک می توانند کالاهای در حال حمل و نقل را برای جلوگیری از خراب شدن یا آسیب دیدگی نظارت کنند. در هر مورد، اینترنت اشیا داراییهای صنعتی را به گرههایی تبدیل میکند که دادهها را تولید میکنند و اطمینان حاصل میکند که رهبران اطلاعات ورودی مورد نیاز برای تصمیمگیری آگاهانه را دارند.
3. دستیابی به چابکی در مقیاس بزرگ از طریق سیستمهای تعریفشده-
از لحاظ تاریخی، سیستم های صنعتی از نزدیک به سخت افزار فیزیکی خود متصل بوده اند. پیکربندی مجدد یا تبدیل آن معمولاً به معنای مقدار زیادی از زمان خرابی و سرمایه گذاری قابل توجه است. رویکرد تعریفشده نرمافزار با جدا کردن منطق از سختافزار، این سختافزاری را از بین میبرد و اجازه میدهد تا تغییرات بهجای فیزیکی به صورت مجازی انجام شود.
به عنوان مثال، خط تولید را می توان بدون تغییر در تجهیزات مجددا برنامه ریزی کرد و سیستم مدیریت انرژی را می توان به صورت پویا با توجه به تغییرات تقاضا تنظیم کرد. این انعطاف پذیری نه تنها نوآوری را تسریع می کند، بلکه طول عمر دارایی های موجود را نیز افزایش می دهد. هنگامی که تقاضاها تکامل می یابند، سازمان ها نیازی به دور انداختن تجهیزات ندارند، بلکه می توانند آن را به صورت دیجیتالی تغییر دهند و در نتیجه هزینه ها را کاهش دهند و اهداف توسعه پایدار را پیش ببرند.
4. دوقلو دیجیتال: تصویر آینه ای مجازی از واقعیت
دوقلوهای دیجیتال مدلهای مجازی سیستمهای فیزیکی هستند که بهطور مداوم از طریق دادههای واقعی{0}}بهروزرسانی میشوند و رهبران را قادر میسازد تا عملیاتها را بدون خطر شبیهسازی، آزمایش و بهینهسازی کنند. آنها را می توان برای اجرای سناریوهای "فرضی" قبل از اعمال تغییرات در تولید، پیش بینی نیازهای تعمیر و نگهداری با تشخیص زودهنگام ناکارآمدی ها، و شبیه سازی مصرف انرژی و منابع برای کاهش هزینه ها و انتشار استفاده کرد.
دوقلوهای دیجیتال همچنین سازمان ها را قادر می سازد تا عملیات خود را در یک محیط مجازی امن مطابق با الزامات قانونی یا سناریوهای فاجعه بالقوه آزمایش کنند. با گسترش دامنه کاربرد از داراییهای فردی به کل امکانات و حتی زنجیرههای تامین جهانی، انتظار میرود که بازار دوقلوی دیجیتال ظرف چند سال به دهها میلیارد دلار افزایش یابد و اهمیت استراتژیک فزاینده آن را برجسته کند.
موضوع اصلی مشترک: انعطاف پذیری، کارایی، پایداری
چیزی که این فناوری ها را متحد می کند این است که می توانند به طور همزمان قدرت سازمانی را در سه سطح افزایش دهند:
انعطافپذیری: بینشهای{0}زمان واقعی به پیشبینی شوکها و سازگاری قبل از تشدید بحران کمک میکند.
کارایی: هوش پیش بینی فرآیندها را ساده می کند، منابع را بهینه می کند و ضایعات را کاهش می دهد.
پایداری: استفاده هوشمندانه از انرژی و مواد، پیشبرد اهداف زیست محیطی و در عین حال حمایت از رقابت.
مهم این است که این دستاوردها یکدیگر را ارتقا می دهند. یک مدل پیش بینی که زمان خرابی را کاهش می دهد ممکن است انتشار کربن را نیز کاهش دهد. یک دوقلو دیجیتال که عملکرد را افزایش می دهد نیز می تواند بار انطباق را کاهش دهد.
پیشرفت واقعی از یکپارچگی حاصل خواهد شد. دوقلوهای دیجیتال بدون هوش مصنوعی ساکن هستند. هوش مصنوعی بدون اینترنت اشیا فاقد ورودی زمان واقعی-است. اینترنت اشیا بدون یک سیستم نرمافزاری{4}}تعریفشده قابل مشاهده است اما چابکی ندارد. هنگامی که این قابلیت ها در یک اکوسیستم دیجیتال یکپارچه همگرا می شوند، ارزش پدیدار می شود.
بخش صنعت همواره با تکیه بر سازگاری پیشرفت کرده است. هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستمهای تعریفشده نرمافزاری-و فناوریهای دوقلوی دیجیتالی مرحله بعدی این تکامل را نشان میدهند. با تعبیه این قابلیت ها در هر مرحله از طراحی، ساخت و بهره برداری، رهبران می توانند صنایع رقابتی، انعطاف پذیر و پایدارتری بسازند.